ماجرای شارلی و پیامبر اسلام
این روزها چشم جهان به فرانسه و خصوصاً نشریه طنز شارلی ابدو دوخته شده است. نشریهای که در ابتدای امر به دلیل انتشار کاریکاتوری از پیامبر اسلام در حینی که توسط فردی از گروه داعش به دلیل کافری ترور میشد، خشم این گروه را به مذان اتهام به حضرت محمد(ص) برافروخت که نتیجهاش حمله تروریستی به دفتر مجله و کشته شدن عدهای از کارکنان آن بود.
در حالی که جهانیان و حتی بسیاری از مسلمانان حمله تروریستها را محکوم کردند و با مجله شارلی ابدو همدردی نمودند، دستاندرکاران این نشریه بنام آزادی بیان و به گفته خودشان برای دفاع از حق قانونی کفرگویی، در شماره جدیدشان اقدام به انتشار مجدد کاریکاتوری از پیامبر اسلام نمودند که در آن چهره ایشان از غم حمله تروریستی به مجله شارلی ابدو، ناراحت است و پلاکارد «من شارلی هستم» را در دست دارد.
بسیاری از مسلمانان جهان این بار یکدیگر را به پیشه کردن صبوری دعوت میکنند و عدهای از آنها از جمله دولت ایران، ضمن ابراز ناخورسندی از انتشار کاریکاتورهای جدید، این عمل مجله شارلی ابدو را تقبیح کردند.
برداشت من از کاریکاتور نخست مجله شارلی ابدو این است که نه تنها در آن توهینی به پیامبر اسلام نشده، که حتی سعی شده تا بیان شود که راه دینی که حضرت محمد(ص) اشاعهدهندهاش بودند، با دینی که گروهک داعش بعنوان اسلام معرفی میکنند، جداست و حتی در دین داعش، پیامبر اسلام هم کافر است! که این دقیقاً همان چیزی است که مسلمانان حقیقی به آن اذعان دارند.
اما شاید تنها نکتهای که بهتر بود کاریکاتوریست شارلی ابدو مد نظر قرار دهد، اینکه بیشتر مسلمانان موافق انتشار چهره پیامبرشان نیستند و شاید اگر در کاریکاتور مذکور این چهره با نور پوشانده میشد، اعتراض مسلمانان را در بر نمیداشت، که البته هرچند هنوز نمیشد تضمین کرد که داعش بخاطر توهینی که به گروهشان شده بود، دست به آن حمله تروریستی نمیزدند.
در کاریکاتور دوم هم به نظر من دستاندرکاران شارلی ابدو، میتوانستند برای جلب حمایت حداکثری مسلمانان و همراه کردن آنان با موج اعتراضات به حملات تروریستی که بنام دین و مذهب انجام میشوند، هوشمندانهتر عمل کنند، و حداقل اینبار چهره پیامبر را در هاله نور قرار میدادند، که هرچند با توجه به فرهنگ و قوانین فرانسه، شاید این کار لزومی نداشت، اما میتوانست نشان دهد که منظور اصلی اعتراضات نه به پیروان اسلام، که گروههای منحرفی چون داعش است.
البته با همین اوصاف هم من تصور نمیکنم، پیامبری که توهین همسایهاش را که هر روز بر سرشان خاکروبه خالی میکرد، تحمل میکردند و حتی روزی که این کار را نکرد، متوجه کسالتش شدند و به عیادتش رفتند، اگر امروز در بین ما بودند، دستور ترور و قتل کسانی را میدادند که کاریکاتورش را میکشند! ما هم اگر واقعاً پیرو همان پیامبر هستیم، بایستی هوشمندانه عمل کنیم و احیاناً با گفتار و رفتارمان بهانه دست بهانهجویان ندهیم. خصوصاً در ماجرای اخیر که یک موج احساسی در حمایت از شارلی ابدو در جهان راه افتاده است، به نظرم بهتر است بیشتر صبوری شود که منفعت این صبوری میتواند از آثار سوئی که مخالفتها در جهان بنام اسلام، به همراه خواهد داشت، بیشتر باشد.
و چه خوش گفت حافظ شیرازی که:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است: «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»